1-5 آبیاری

غفلت از احیای آب و خاک می تواند اقتصاد کشاورزی را در مخاطره قرار دهد

98-6-24

موقعیت طبیعی هر سرزمین از عوامل اصلی اقتصاد آن منطقه محسوب می گردد و خواهیم دید که کم آبی از تنگناهای ناگشودنی و از مسائل بی جواب پیشرفت اقتصادی ایران چه در زمینه صنایع و چه در پهنه کشاورزی است زیرا صنعت نیز در حدود کشاورزی به آب نیاز دارد و برای روشنی بیشتر چند رقم نمونه از نیاز صنعت به آب را که از مآخذ مختلف برداشت شده اند میاوریم :
مصرف آب برای تولید هر کیلووات ساعت برق در نیروگاه های بزرگ و با بازده زیاد به 6/1 لیتر تقلیل یافته است و در مواردی تا 4/2 لیتر بالا میرود . در جدول زیر آب مورد نیاز برای تولید بعضی فرآورده ها را آورده ایم :
تولید یک تن کتان مصنوعی 250 متر مکعب آب لازم دارد
یک تن الیاف مصنوعی 2500 تا 5000
متر مکعب
یک تن آمونیاک 1000 متر مکعب
یک تن لاستیک مصنوعی 2000 متر مکعب
ذوب و تصفیه یک تن نیکل 4000 متر مکعب
ذوب و تصفیه یک تن چدن 2000 متر مکعب
پالایش یک تن نفت خام 35 متر مکعب
بدیهی است در مواردی کوشش شده است با اصلاح روش کار و باز یافت آب از طریق تصفیه پساب صنعتی ، مصرف این ماده حیاتی را بسیار پائین بیاورند .
مصرف آب صنایع در جهان در سال 1990 ، 400 کیلومتر مکعب بر آورده شده است که تا سال دو هزار به 600 رسید و در سال 2020 به یکهزار کیلومتر مکعب می رسد .
البته میزان برداشت آب برای صنایع در حال حاضر حدود 4 میلیارد متر مکعب است ، که به عنوان پساب به رودخانه ها بر می گردد ولی مصرف نیروگاهها حدود نیمی از آن در این ارقام به حساب نیامده است .
کشور ایران که در جنوب غرب آسیا و بین مدار 44 تا 15/63 درجه طول جغرافیائی از مبداً گرینویچ و 4/25 تا 45/39 درجه عرض جغرافیائی قرار گرفته است محور به دو رشته کوهسار اصلی و بزرگ است که هر دو رشته از انتهای شمال غربی کشور آغاز می گردد .
رشته کوههای البرز شمال کشور را پیموده و تا افغانستان امتداد مییابد و رشته کوههای زاگرس سرتاسر غرب کشور را پیموده و سپس بسوی شرق منحرف گشته به ارتفاعات افغانستان میپیوندد .
فلاتی که در داخل این مثلث قراردارد بین 500 تا دوهزار متر از سطح دریا ارتفاع دارد و رشته کوههای فرعی متعددی در این مثلث وجود دارد که از آنان دشتهای متعدد با آب و هوای گوناگون می سازد .
تنها دشتهای کم ارتفاع و محدودی خارج از این کوهستانها وجود دارند که یکی در شمال عبارت است از دشت با ریک و کم پهنای کوهپا یۀ شمالی البرز و دریای خزر شامل گیلان و مازندران و گرگان و دیگری دشت خوزستان و استان ساحلی میباشد .
آب در ایران
متوسط بارش سالیانه در ایران 230 میلیمتر و معادل 1:3 متوسط بارش جهان است که چه از نظر مکان و چه از نظر زمان بسیار بی نظم می باشد .
در حالیکه در سواحل بحر خزر سالیانه بیش از 5/1 متر باران داریم ، در بعضی نقاط بلوچستان و کرمان و بخش عظیمی از ایران مرکزی و خاوری بارندگیهای پراکنده ای با ارتفاع کلی کمتر از 100 میلیمتر در سال به وقوع می پیوندد ، با توجه به اینکه مناطقی که میزان بارندگیش کمتر از 250میلیمتر در سال است بعنوان مناطق صحرائی شناخته می شود .
در اینمورد ، ناچار برنامه ریزی آبیاری و کشاورزی بسیار پرخرج و یا غیر ممکن می باشد . بیش از 2/3 بارندگی سالیانه ایران در رشته کوههای زاگرس است و سر چشمه رودخانه های بزرگ کشور مانند کرخه و کارون و زاینده رود اصفهان و کرد فارس و حتی سفید رود در گیلان و تمام رودخانه های آذربایجان غربی و چندین رودخانه بزرگ و کوچک که بخاک عراق میرود ، در این سلسله کوهستان قرار دارد .
آب از نعمت و منابع طبیعی است که نمی توان آنرا برای بعد ذخیره کرد و اگر بارش امسال را مصرف نکنیم، آنرا از دست داده ایم . در مناطق محدودی ، آب بیش از زمینهای قابل کشت است ، اما در بخشهای وسیعی از کشور ، زمینهای قابل کشت بعلت کم آبی، ناکشته مانده اند. از 400 میلیارد متر مکعب متوسط باران سالیانه کشور، 240 میلیارد متر مکعب آن تبخیر میگردد و 54 میلیارد متر مکعب آن بطور طبیعی بمصرف آبیاری مراتع و جنگلها میرسد . کل آب جاری و ز یر زمینی که اینک مهار شده است حدود 72 میلیارد متر مکعب است که مساحتی حدود 4 میلیون هکتار را آبیاری می کند و مصرف واقعی گیاهان کشت شده در این اراضی 26 میلیارد متر مکعب است .
اینک امروز حدود 8 میلیون هکتار کشت دیم قابل کشت داریم و چنانچه همه فنون مهار کردن آب جاری و با زیافت آب شهری و صنعتی بکار گرفته شود و بهره برداری آب در کشاورزی با بهترین بازده باشد و ضایعات آب به حداقل برسد و با هزینۀ 12 میلیارد دلار در طی مدت 20 سال میتوان تمام آبهای جاری و زیر زمینی قابل استحصال را در اختیار کشاورزی گذاشت و حدود 8 تا 9 میلیون هکتار را زیر کشت آبی بردکه قسمتی از این افزایش ، بضرر اراضی کشت دیم خواهد بود.


این در حالی است که سالیانه 4 میلیارد متر مکعب آب برای صنایع و 5 میلیارد متر مکعب آب برای مصارف شهری منظور شده باشد .
با تنظیم بسیار دقیق برنامه کشت آبی و دیم و تسطیح و زهکشی اراضی و بکار بردن کود های ارگانیک و بذر های مناسب می توان غذای 120 میلیون نفر جمعیت 20 سال آینده کشور را با مصرف روزانه هر نفر 2700 کالری و 75 گرم پروتئین تأمین نمود .
حداقل کالری مورد نیاز روزانه هر نفر 2400 و حداقل پروتئین مورد نیاز هرنفر 69 گرم است .
سازمان خواربار جهانی ، 3210 کالری و 100 گرم پروتئین در روز را کافی اعلام کرد است . (مصرف متوسط اروپائیان بیشتر است) بنابر این ما می توانیم در تهیه مواد غذائی ، تنها به یک خود کفائی نسبی برسیم و در دیگر فرآورده های کشاورزی کمبودهائی خواهیم داشت .
خاطر نشان می سازد که بدن انسان برای فعالیت های حیاتی خود ، روزانه نیاز به 10 نوع پروتئین دارد که کمبود آن عوارض ناگوار خواهد داشت و بدن انسان نمی تواند اضافه پروتئین مصرفی هر روز را برای روز بعد ذخیره کند و انسان ناچار است هر روز پروتئین لازم را میل کند. این امر برای زنان باردار حیاتی است و کمبود مصرف پروتئین در این دوران و کمبود مصرف پروتئین در این دروان و کمبود مصرف پرتئین در نوزادان تا سن دو سالگی موجب عدم رشد مغزی آنان شده و گرفتار نوعی کم هوشی میگردند .
گوشت و شیر و لبنیات (مانند کشک و پنیر) حاوی همه نوع پروتئین هستند و گیاهان بعضی از انواع آنرا دارند که از آن میان عدس و نخود دارای بیشترین و متنوع ترین پروتئین ها می باشند و هم پروتئین های ضروری و غیر ضروری انسان فقط در گوشت وجود دارد .
هم اکنون بازاء هر نفر در هر سال 2000 متر مکعب آب برای مصارف صنعتی و کشاورزی و شهری در اختیار است . اگر بخواهیم صنایع و کشاورزی را تا حد خودکفائی کشور توسعه دهیم ، نیازمند مصرف 4200 متر مکعب آب با زاء هر نفر در سال می باشیم و این نشان میدهد که کم آبی عامل اصلی محدود کننده در توسعه اقتصادی کشور است و در مدیریت مصرف آن باید دقتی خاص مبذول گردد .
از 8/164 میلیون هکتار مساحت کشور ایران حدود 8/82 میلیون هکتار آنرا کوهها و یا شن زارهای غیر قابل کشت و 5/32 میلیون هکتار را مراتع و جنگلها و محدودۀ شهرها و مناطق مسکونی روستاها و راههای و دیگر تأسیسات تشکیل میدهند . بقیه که حدود 50 میلیون هکتار است و کمتر از 30 درصد خاک کشور را تشکیل میدهد اراضی قابل کشت هستند که در آخرین مرحله و با بکار گرفتن سرمایه بسیار و دانش لازم نمی توان بیش از 8 میلیون هکتار آنرا زیر کشت آبی برد و حدود 10 میلیون هکتار آنرا کشت دیم کرد .
اگر بخواهیم تمام 30 میلیون هکتار را زیر کشت ببریم و اگر درمطلوب ترین شرائط ، برای آبیاری هر هکتار در سال 8000 متر مکعب آب در نظر گرفته شود حدود 400 میلیارد متر مکعب آب در سال مورد لزوم خواهد بود که با در نظر گرفتن منابع آب موجود ، حدود 484 میلیارد متر مکعب آب در سال کمبود داریم لکن این محاسبات ، بشرط مصرف دقیق آب است ، در حالیکه مصرف کنونی آب کشور برای هر هکتار خوش بیانه معادل 12000 متر مکعب در سال تخمین
زده می‌شود .
استفاده کامل از منابع آب کشور آنگاه میسر است که این موارد رعایت گردد :
جلوگیری از اتلاف آبها در انتقال و انحراف و آبرسانی .
مهار کردن کامل سیلابها .
جلوگیری از اتلاف نامعقول آب در مزارع و شهرها.
جلوگیری از اتلاف آب قنوات و چشمه ها .
تغییر روش‌های آبیاری .

در حالیکه انجام هر یک از موارد فوق نیازمند سرمایه گذاری سنگینی است ، عوامل زیر مانع از بهره گیری کامل از این سرمایه گذاری ها می باشد.
1- مصرف کنندگان آب ، دانش لازم را ندارند.
2- مصرف کنندگان آب در حفظ و حراست منابع آب همکاری نمی کنند (مثال: با حفر چاههای خلاف مقررات از ذخیره آب زیر زمینی بیش از حد مجاز بهره برداری
می کنند که باعث از بین رفتن آب و گاهی شوری آب های زیر زمینی می گردد.).
3- مصرف کنندگان آب در نگهداری تأسیسات آبی دقت نکرده ، موجب تخریب آنها روهدر رفتن آبها می گردند.
4- توزیع جغرافیائی نا متناسب آب و خاک نسبت بهم.
5- در مناطقی که خاک شوراست مجبوریم آبها و سیلاب های بهاره را برای شستشوی زمین مصرف کنیم.
6- مسائل و محدودیتهای خاص زمین شناسی.
7- مسائل و مشکلات اقلیمی و محیط زیست.
خاک های کشاورزی ایران :
برای تکمیل بحث نیاز است اطلاعات مختصری در مورد خاکهای ایران دراختیار خوانندگان بگذاریم ، زیرا کلیه نقاط کشور دارای پوشش خاکی که بتوان در آن کشاورزی کرد نمیباشد.
میدانیم که عوامل نظیر آفتاب و باد و باران و تغییرات درجه حرارت باعث خورد شدن صخره ها و سنگهای طبیعی می گردد ، که این ذرات کوچک هنوز خاک بحساب نمی آیند و بخشی در محل خود می مانند و بخشی بوسیله سیل و جریان آبهای سطح و گاهی باد به دشتهای وسیع تر برده می شوند و دشتهای رسوبی را تشکیل میدهند.
در هر یک از این دو منطقه بذر علفها و گیاهان شروع به رشد کرده خود را در آنها گسترده و باکتریهائی همراه آنها دست بکار شده، مواد معدنی موجود در سنگها را تغییر می دهند و پس از یک رشته کنش و واکنش ها بتدریج این خاکه سنگها تبدیل به خاک کشاورزی می گردند.
ممکن است ایجاد یک سانتیمتر خاک صدها سال بطول بیانجامد.
بیشتر زمینهای کشاورزی ایران در دشتهای رسوبی هستند که در طول هزاران سال بوسیله رودخانه ها بجای گذاشته شده اند و در بیشتر مواد کنش و واکنش های آن بمرحله تکامل نرسیده است.
یک خاک خوب کشاورزی باید از بقایای مواد گیاهی و آلی غنی بوده ، ضخامت آن زیاد و خود حاوی کلیۀ لایه های تکاملی یک خاک کامل باشد و به آسانی خورد شود و ساختمان فیزیکی آن دانه ای باشد تا ریشه گیاه به آسانی در آن بدود و همچنین باید جریان نفوذ آب در آن آزادانه صورت گیرد و این یکی از مهمترین مشخصات یک خاک و یک زمین خوب کشاورزی است.
مواد غذائی مورد لزوم برای رشد گیاه و موجودات ذره بینی که در جریان تکامل خاکسازی بوجود می آیند مشخصه دیگر برای شناخت یک خاک خوب است.


شیب زمین باید از حدی بیشتر نباشد و شیبهای زیاد یا متغییر و پستی و بلندی ها و تپه ماهورها از مرغوبیت خاک برای کشاورزی می‌کاهد‌.
یک نواختی نوع خاک شرط دیگری است و لکه های نامتجانس و تپه های سنگ لاخی از عوامل منفی در بهره‌دهی زمین کشاورزی است.
قلیا ئیت زیاد خاک و همچنین شور بودن و وجود املاح مختلف معدنی خاک را کم بهره و گاه بی بهره می سازد. ایران نه تنها از نظر آب فقیر است بلکه از انواع خاک های عمیق و عالی کشاورزی هم بسیار کم بهره است.
سطح خاکهای با کیفیت مناسب و بدین مشکلات ویژه ایران حدود 7/3 میلیون هکتار است که 5/2 میلیون هکتار آن هم اکنون زیر کشت است و بقیه در مناطقی است که در توسعه آینده کشاورزی و بهره گیری و مهار منابع جدید آب در دسترس قرار می گیرند .
حدود 5/1 میلیون هکتار از زمینهائی که هم اکنون کشت می شوند مشکلات قابل توجهی از نظر کیفیت قابل باروری ، شوری و شیب دارند و نیازمند زهکشی هستند.
خشک بودن هوای مناطق وسیع کشور بدان معنی است که میزان ریزش باران کمتر از تبخیر است و در این مناطق بعلت کمی آب ، هیچ رودخانه و یا دریاچه ای وجود ندارد و جریان آب زیر زمینی از پائین ببالا می باشد و نزولات جذب شده در خاک در اثر تابش آفتاب مجدداً تبخیر می گردند و همراه خود شوری و نمکهای قشرکم عمق زمین را به سطح آورده زمین را کم بهره می سازند ، لذا هنگام کشت باید آب بیشتری در واحد سطح مصرف کرد تا زمین شسته شود.
در حالیکه در مناطق پر باران ، جهت کلی حرکت آب از سطح زمین به عمق بوده و شوری خاک کشاورزی را از میان می برد.
در خاتمه باید یاد آور شویم که کشاورزان هم از عوامل موثر در تغییر شرایط خاک است مکانیزاسیون غیر اصولی و شخم های مخرب و غیر فنی و آبیاری غیر اصولی، موجب فرسایش زمین خواهد شد و زمین های ایران که سابقه کشت چندین هزار ساله دارند ازاین رهگذر صدمه بسیار دیده اند و بر عکس آموزش و ترویج مهمتر همراه با تزریق تدریجی علوم جدید به کشاورزان و روش درست شخم و آبیاری و کشت می تواند بر مرغوبیت زمین بیفزاید.
ملاحظه می گردد که زمین های کشاورزی در ایران از عوامل محدود کننده کشاروزی است، که با این ملاحظات، مسائل بسیاری در رابطه با برنامه توسعه کشاورزی باید مورد توجه قرار گیرد و ما در سطور آینده به بعضی از آنها که در ساخت باورهای جامعه و
تصمیم‌گیری‌های اجتماعی موثرند اشاراتی می‌کنیم. دیگر مسائل که مورد نیاز کارشناسان خواهد بود نمی تواند در سطح این کتاب مطرح شود

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن